بیابان . بیابان بهار . به عشق شن های روان . به آن شیب نرم داع پرتلاطم . دروغ
به آن کنده از شهر و دیار . در این بیابان بهار .
فقط خورشید سوزان . سمج . به عشق ورزی مانده است.
نه حالی برای رفتن مانده است . نه سایه درختی مانده است .
شن ها و خورشید . با تبحر به عشق ورزی کبابت می کنند .

نوشته شده در جمعه نهم اسفند 1387ساعت 1:57  توسط نیم من
|