حرفها و گفته ها . دردها و ناگفته ها |
زمان .زمان در خود خوش بودن است . گویا غصه ایی از در و دیوار بالا نمی آید . پنجره را که باز میکنی . چهره عبوسی را نمیبینی . گویا . خط ناپیدای لخبد ملایمی را زیر چشمان درشت خورشید کشیده اند . گیسوان آتشش نرم نرم میرقصند . و بر احساس غضب نمی کند .
گویا خبررسان دل . خبر از باز شدن راهها میدهد . شکستن غصه ها . پلکها دیگر افسرده نیستند .
گویا روحم نفس میکشد .
گویا میتوانی بگویی من .
من اینم . من میتوانم . من میخواهم . من دوست دارم . من من محترم هستم . من را میپسندید . قبولم میکنید .
نیازی به اجبار و التماس و خواهش نیست .
اینها کلماتی است . که بدون تفکر به ابعاد معنایی آنها بیان میشود .
اینها بیانگر احساسی است که میگوید . راهها من شدن باز شده است . احتمالا .
میتوانم خودم باشم . خودم را در آینه دل ببینم . در آینه زندگی بیارایم . میتوانم باور کنم . که هیچ کس قاتل گلها نخواهد بود . هیچ کس مزدور دشمن زندگی نخواهد بود .
میتوانم حس کنم . باد بهارانه خواهد وزید . آنوقت که هر کسی بتواند خودش باشد . بی هیچ خنجری . بی هیچ سرابی . بی هیچ نقاب داری . بی هیچ ...............................
شب نیمه شده . قطرات باران رقص کنان میبارند . پیاده روها . از نشیدن قدمها در باران گله دارند . جویهای آب . غصه نشنیدن صدای شرشر باران و آب را دارند .
و من در کنج خانه خنده بر دل نشسته ام . و میگویم . کوچه . خیابان در آب میفهمم شما را . درختها . چکه چکه های ناز میفهمم شما را . چراغهای سوسو زن . عابر شادمان در باران میفهمم شما را ....
عجب از این دل . که اگر بخواهد برقصد . همه چیز را بهم میبافد . تا بگویم . وقتی باران میبارد . گویی زندگی را خیرات میکنند . چقدر گرفتن خیرات لذت دارد . چقدر شاد میشوی . وقتی همه خیرات میکنند و خیرات میگیرند . خیرات زندگی . خیرات دل انسانها . خیرات خوبیها .
انسان بدون خیرات بیش از حیوان نیست .
خیرات خدا باران است . در جواب خیرات خدا . فقط بوسیدنش می ارزد .
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|