تبليغاتX
...::: نوشته های نیم من ها :::....کوفت - حرفی ندارم . هیچ حرفی .
 
حرفها و گفته ها . دردها و ناگفته ها
 

حرفی ندارم . هیچ حرفی .

من سکوت میکنم . تا نگاهم صحبت کند . من حرف نمیزنم . شعر نمیبافم . ادا در نمیاورم . من حرف نمیزنم . سکوت میکنم.

بگذار قدری از خود دور شوم . این را زبان موسیقی.   است که به من میگوید . موسیقی مرا با خود میبرد . معلوم میشود . خیلی رهایم . چسبندگی و گرفتاری ندارم . گویا دو تکه ایی هستم . در هم افتاده . هر کدام نبضی دارد . هرکدام دوست همند . از نگاهم میفهمم . چقدر چسبندگی ندارم . چقدر راحتم . وقتی چشمانم از آنکه سنگین تر است . جدا میشود . میشود مال این یکی که بی تعلق است . آزاد است . رنگی ندارد . مهربان است . با او صمیمی . او خود را در بی رنگی دوست دارد .

من اکنون سه تارم . من اکنون لرزش سیم سه تارم . که با ترنم یک اندیشه . یک اقدام . یک بازی احساس میرقصد . صدایی در گنبد وجودم برمیخزد و دور میگردد و از سوراخ بالای وجودم . مغز . احساسم    به گوش میرسد .

من حرفی ندارم . قرار نیست سخن بگویم . قرار نیست شعر ببافم . قرار نیست بگویم . من اینم . من هستم . اگر یاری کند . میگویم . من نیستم . میخواهم با نبودنم حال کنم .

ای که من نیستی با من بمان . تو را معنا کن . تو بودنم را بنویس . من هر وقت هستم . خود نیستم . تو بمان . تو بگو . چه بازیها میکنی با من . بازی کن .

وقتی تو میگویی . من افق را بهتر میبینم . وقتی تو نیستی . سر من پایین است . زمین را میبینم . آسمان را نمیفهمم . افق را نمیبینم .

وقتی تو میگویی . خوب میفهمم . خوب میدانم . تو بگو . برایم . بگذار چهار زانو بنشینم در برابرت . بگذار دوستی خود را نشانت دهم . بگذار . زبان باز کنم . بگذار ....

دستم را بگیر ای احساس . ای قشنگ . ای بلای خوب آسمانی که خواستنی هستی . با من با شعر بخوان . از شعر بگو . بگذار زبان شعرت را بشنوم . گفتم بلا . بگذار با تو شوخی کنم . تنه بزنم . بگذار در نگاه تعجب ببینم . بگذار نفهمیدنم را ببینی .

بگذار بلند شوم . به دلقک مآبیم بخندی . بگذار در برابرت مضحک باشم . بگذار بشکنم این خود بودن را . من در برابرت نمیتوانم خود بمانم . باید در برابرت چیز دیگری باشم . ناخودآگاهم . ناشناخته ام . بگذار متفاوت ببینی مرا . میدانم وسعتم را میبینی .

من از گریزی ندارم . من کوچ را دوست دارم . در خود غرق و نابود شدن را نمیخواهم . من به آنچه هستم راضیم . از آنچه نمیتوانم شوم ناراضیم . من نمیخواهم دستم به ستاره ها برسم . من میخواهم . ستاره به رسیدن را آرزو کند . او عشق بورزد . نه . نه . نه .

باز هم نشد . نمیشود . من آرزو ندارم ستاره باشم . چون هستم . تنها میخواهم راههای تابیدن را بیابم . من نمیخواهم بگویم . کجایم . کیم . چیستم . چگونه ام . من هر جا هستم خوبم . من . من . من تو را دارم . مهربان . تو را دارم . تو برای همه کافی هستی . تو برای همه کیمیا هستی . من تو را دارم . پس چه کم دارم .

به زبان عشق بگو . برایم . به زبان ساز بخوان برایم . برایم اشگ نریز . بگذار از این مرزها بگذریم . دست افشانی کن . اصلا فکر نکن که خسته شده ایی در اوجی . فکر نکن وقت فرود است . فکر کن من هوز به اشباه نرسیده ام . نه . نه . نه حیف است از اشباه و ارضا و فراغت بگویم . چون این نقطه تمام است . به من کلمه بیاموز که جاودانه است . بگو .........

مرا آسمان به بازی آمده است .

چنگ به چنگ میبرد جانم . خلسه ایی است عالم .

فقط ناز میبینم . که میماند . همه جهان کوچکتر از آن ناز است .

جهان تمام است . تمام . آن ناز است که میماند .

ای ناز . چه نازی داشتی . این سالهای بینهایت .

چه کرشمه ایی بود . اینهمه سالها . قرنها . این همه دنیاها .

بگذار . ته نکشم . تهی نشوم . مرا هم در انتهای آن غروب غرقم کن . همین برایم کفایت است . من به مسیر ناز تو میروم . تمام میشوم . خرسندم . به جهالت نمیمانم . گله ندارم . گله نمیکنم . همین که تو مرا نواختی به بودن . نواختی به ماندن . نواختی به رفتن . من تنها به نواختنت میمانم . میروم .

ای که نمیدانم . این را چگونه تمام کنم . که در برابرت خالی باشم . چیزی نمانم . در همان انتها که میروم . تمام بروم . ای قشنگ . زیبا . ای بی انتظار . ای ناز . کاش مرا در انتها قشنگ بنوازی . محکم . با شور . آنچنان که از عاطفه تو لبریز و تو بدانی و خال شوم . و تمام .  

//////////////////////////////////////////////////////////////////////////

من و پرنده . من و بال . احساس . من و آن طوق بلندی که بسته به جهان . رنگین کمان .

خنده از این بالا زیباست . گریه از خنده اینجا زیباست . گریه بی خنده اینجا بی معناست . خنده بی گریه اینجا ناپیداست .

منم و بال . منم و پرنده . آن چکاوک خوش خنده . منم و عشق . منم و ناز .

قدم به پرواز میکنم . یورتمه آغاز میکنم .

مهرت برون نمیرود . از جانم . بی تو ماندن نمیتوانم . بی تو بودن . هیهات . هیهات .

مرا تو قدری به رقص بینداز . قدری تو مرا . ......

آی دلتنگی . دلتنگی ........ آی . آی ......................

لبخند به گونه ام می آید . مستی به چشمانم می آید . اما اینها که چیزی نیست . عشق بازی به جانم می آید .

لبخندم داغ میشود . وقتی با تو میخوانم . از تو میگویم .

آرام میشوم . وقتی به بازی تو می آیم .

دارم می اندیشم . چه شود وقتی . استاد بازی با تو باشم . چه شود . وقتی تو جوابم دهی . چه شود . وقتی هر روز با من قرار بازی بگذاری . چه شود .

چه شود . تو هم قدم به بازی بگذاری . چه شود . مستانه مستانه . تو بازی کنی با من . مستانه مستانه .

مستانه . مستانه .

مستانه . مستانه .

///////////////////////////////////////////////


امروز، اولین روز از بقیة عمر شماست، پس اگر خود را برای آینده آماده نسازید، بزودی متوجه خواهید شد كه متعلق به گذشته هستید

لطفا براي كسب جزيبات بيشتر اينجا را كليك كنيد

اگر به دنبال موفقیت نروید خودش به دنبال شما نخواهد آمد. زندگی هنگامی به شما پاداش خواهد داد كه موفقیت را بعنوان یك حق آسمانی پذیرفته و باور داشته باشید. مجبورنیستید در موقعیت موجود باقی بمانید . این بستگی به تصمیم گیری خودتان دارد . می توانید هر لحظه تغییر كنید

هیچ وقت برای لذت بردن از زندگی و برای عوض شدن دیر نیست. هرکس که در زندگی زودتر تغییر کند زودتر موفق خواهد شد

/////////////////////////////////////////////////

هوس . یه کلیپ رقص در بناب . عجب آتشی داره . انگار که ..................بماند . واقعا باحال بود

/////////////////////////////////////////////////////////////

بگذار عاقلان عاقل بمانند . من مست میمانم . نهایتا هر وقت دلم برای عاقلی تنگ شد . به خانه پدری عاقلها سر میزنم .

بدون مستی . هیچ رنگی ندارد . همجا یا سیاه است . یا سفید . این مستی است . که زندگی را رنگین کمان کرده است .

دنیای عقال همیشه جور است . جدی و دقیق بی منطق .

اما دنیای مستی . همه اش مستی است . عاقل مست . عاشق مست . هنر مست . دیوانه مست . دلداده مست . ................................

دیدن مستی دیگرون هم عالمی داره .

اینها از اثرات دیدن کلیپ هوس ( بالا ) و چند کلیپ جوانانه است . که میگوید . زندگی مثل گله غزالها و گوزنها . میدوند و میگذرند . و این بیشه جای راه پیمایی نیست . باید جست و خیز کرد . باید چابک بود . خندید و مستانه خندید و.....

////////////////////////////////////////////////////////

به خودم که نگاه میکنم . درون و بیرون و نهاد و....م که که میگردم و بررسی میکنم . حالات متنوعی که مدام در بینشون در رفت و آمدم نگاه میکنم . اگر نگویم سرگردانم . پس چه بگویم ؟

بنظرم می آید . دنیا و زندگی و هر آنچه هست و نیست . همه انسانها . هیچ شرایط با ثباتی ندارند.

وقتی دو سویه محور زندگی عقل و دل . عشق و هوس . و.... لغزنده باشد . چگونه میتوان در جایی . نقطه ایی ایستاد . و فقط یکجور نگاه کرد . یک اعتقاد داشت . و....

من که به این باور رسیده ام . لنگر وجودم در کجا با اطمینان و بی تغییر و... خواهد ماند .

باور ندارم . بتوان در این دریاها . تنها درون یک برکه زندگی کرد .

مگر میتوان . آبهای شور و شیرین . دنیاهای هزار رنگ اقیانوسها را فراموش کرد ؟ مگر میشود ؟

من که سرم مدام گیج میرود . مدام سیلان دارد دلم . مدام . مستی مرا با خود میبرد .

وای از این دنیا . که هر روز متنوع تر و عجیب تر و فریبکارتر .و معجون تر میشود ......

  نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت 23:8  توسط نیم من   | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM  
https://www.sharemation.com/yaprac/CelineDion.wma?uniq=i7p3u3?uniq=-tawv2l?uniq=-16wqdf

کد آهنگ در وب نوا