حرفها و گفته ها . دردها و ناگفته ها |
مانند کسی هستم . که در خودم زندگی میکنم . از درونم همه بیرون را میبینم . و اکنون مانند کسی هستم . که آرام است . همه طوفانها دورند . و طوفانهایی که نزدیک میشوند . بی هیچ ترسی و گزندی . از برابرم میگذرند و مروند .
و من مترصد فرصتی هستم . که تا نیمه جانی زمستان . کمک کنم . تلاش کنم که بهار زودتر بیاید .
و من از قبیله زمستان و خوابهای زمستانی و یاس آور نباشم . و چکاوکی باشم . که به انتظار و نوید بهار و خرمی و... نغمه سرایی میکند .
از این که درونم پر از جزر و مدهای هول انگیز نیست خرسندم .
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|