حرفها و گفته ها . دردها و ناگفته ها |
دنیای افکارم مدام میلرزد . نمیدانم اشکال از باطن وجودم است . که ملرزد .
یا اینکه این بد ذاتی دنیاست . که مخالف صلح و آشتی و آرامش درون انسانهاست .
مدام پس از هر آرامش کوتاهی . پس لرزه ها همه پایه های فکریم را میلرزاند . دیگر هیچ ستون و دوست و رفیق بی لرزی نمیبینم .
همه میلرزند .
و تو تسلیم لرزش میشوی . که گویا همه برای لرزیدن و تکان خوردن ... ساخته شده اند .
آرامش و سکون گویا موقتی است . آنچه پایدار است . لرزه های سهمگین کوتاه و پس لرزه های مرحله ایی است .
اکنون که اینجایم . از اثرات پس لرزه هایی است . که داشتم . در این نوشته تنها تلاش کردم . در اینجا خود را ویران شده نشان ندهم . روی دل لرزانم ایستادم . و بخشی را بیان کردم .
اگر تسلیم میشدم . باید رلزله ۸ ریشتری را نشان میدادم .
قبول دارید که ۸ ریشتر . جز گفتن واویلا . واویلا حرفی برای گفتن نخواهد ماند .
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|