حرفها و گفته ها . دردها و ناگفته ها |
مستندی بر تلخی زندگی . که باید بنوشی . زهر را . بی آنکه راه فراری داشته باشی .
و تو اگر عاقل باشی . یا غافل . جز سرکشیدن پی در پی جامها راهی نمیابی .
زندگیها این چنین است . که می گذرند . کمی دور برت را نگاه کن . کمی پشت پنجره های نگاهها را بکاو . تحلیل و همدردی کن . کمی صبور بمان و هوشیار . کمی با خوش قلبی اندیشه کن .
دل انسان کدر میشود . از کدورت دلها . سوختن بی حاصل شمع ها . خانه هایی روشن . اما تاریک تر از تاریک .
اما حقیقت تنها همین ها نیست .
همه چرکهای دل را زیر و پشت سوراخ لایه های دلش پنهان کرده است . آرام آرام که سخن میگویی . چنگ نگاه و افسار دلش را رها میکند . آنوقت است که میبینی . ساعت هاست . چرک و عفونت است که از دل صاحب مرده اش بیرون میزند .
اما این هم همه حقیقت نیست .
////////////////////////////////////////////
همیشه دوستی با یک اندیشه . نوع بینش . مرزشکنی یک ز ن ج ن ده برام جذاب بود .
با تمام نسبتها و تعاریفی که به صفت ج ن ده میچسبد . یک ناشناختگی . یک فراتر از عوام بودن وجود دارد .
که لذت دل چسبی دارد . تا از زاویه یک مونس و همدم همراهش شوی . و خود را به مرزهای فکری او برسانی هر چند با ترس . با احتیاط . و دنیای متفاوت و آزادش را تجربه کنی .
و او با زبان و گویش ج ن د گی نگاه دوستانه و خودی تو را باور کند . و دل مشتاق و دوستدارش را بفهمد . و با حرفهایش تو را قدم به قدم وارد دنیای خودش کند .
این هم ایثار است . که او در حق تو میکند
///////////////////////////////////////////////////
واقعیت زندگی مرا جدی کرده است . نکرده است . فقط کمی رفتارم جدی شده .
به همین خاطر مطالب گذشته را دوباره مطالعه کردم . دیدم چه لطفی دارد . بتوانی زمانهایی ک و س شعر بگویی . به همین خاطر یه تکه از پست های گذشته را اینجا می آورم . تا دهان جدی بودنمان سرویس شود . اینقدر از نیم من مظلوم و حرف گوش کنم سواری نگیرد .
مریضیهای مدرن :
شورتتو برام ميفرستي . دچار کمبود بوي شورت زنونه شدم . دکتر برام شورت زنونه يک ساعت پوشيده تجويز کرده . براي مهموني و جشن و کراوات شورتي هم تجويز کرده . ميبيني چقدر مريضيها مدرن شدند . نه جون من ميبيني ؟
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|