حرفها و گفته ها . دردها و ناگفته ها |
مدام در مسیر سکون و طغیانم . زیر پوست زندگی . مثل تو
این را می گویم . شاید تو هم چیزی بگویی . من بدانم آیا . آنجا هم . پیش تو هم طوفان می آید ؟
مدام دریا آرام میشود . و مدام موج میخیزد . ز زیر پای جان و دل . این هوس .
آفتاب که می آید . میفکرم . شب هم مهتابی خواهد بود .
اما ناگهان آسمان میغرد . آبها میجوشند . صخره ها خشمگین . میکوبند به آبها . موج ها میخیزند ز جا . از سر غیرت طغیان آب . میزنند بر هم .
من آن نگون بختم . میان دریا و ساحل . بر فراز موجها و روبروی خشم صخره ها .
میانداری نمی دانم چگونه باید کرد .
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|