حرفها و گفته ها . دردها و ناگفته ها |
همیشه بین من و تو فاصله است . ...................
نمیدانم از چه بنویسم . از درونم . حس و حالم . از بیرون . از اتفاقاتی که در جریان است . از تو . از دلمشغولیهایت . از آنچه تو با آنها درگیری . و من هم تلاش میکنم با تو غریبه نمانم . به فکرهای تو فکر کنم . ....
اما نمیدانم از چه باید بنویسم . احساسم این است . همچی در تلاطم افتاده . صدای تغییرها مدام تکرار میشود . ذیگر مثل قدیم همه چیز ثابت نیست . همه چیز نسبی شده .
..........................
////......................
.....
..
///././././././.
فقط باید نگاه کرد . باید دید . دگران چه حرفهای نویی دارند .
وقتی حرفت نمیآید . کسانی را پیدا کن . که برایت شیرین حرف بزنند . بتوانند با حرفهایشان لایه های درون ذهن و دلت را دوباره فرمت و پارتیشن بندی کنند . کمی نازت را بعنوان یک حس بخرند . نوزاد بودنت را باور کنند . مادر دوست داشتنت را بفهمند . روی پا خواباندت را بفهمند . لالای شنیدت را بفهمند .
لازم شد . اسبی صبور باشند . تا بر گرده عاطفه شان سوار شوی . و قدری زندگی و دنیا را از بالای بزرگواری و افتادگی تو ببینند . و از درک این همه سایه دار بودنشان ذوق کنیم .
یادش بخیر . دوران نوزادی و کودکی
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|